الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

231

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

و پيش از پيدايش ساده‌ترين صورت خود ماده نيز نبوده است چون وجود ماده بدون صورت امكان تحقق ندارد . وانگهى اينان از نتايج نظريهء حركت عمومى بىخبرند . هر ماده‌اى كه زاييدهء تراكم شمارهء زيادى از انرژى مىباشد ( بنا به حركت عمومى فيزيكى ) هرگز نمىتواند قديم بوده باشد ، و هم‌چنين اگر ماده مساوى حركت بوده باشد هرگز نام « ثبات » و « دوام » را نمىتواند به خود گيرد . چرا كه حركت باعث زوال و حدوث است در حركت قوه به فعليت تبديل مىشود نطفه به صورت تخم‌مرغ در آمده و مجدداً تخم‌مرغ كه جماد بالفعل است و جوجه بالقوه است فعليت را از دست مىدهد به صورت جديدى يعنى به جوجه مبّدل مىگردد و جوجه تبديل به مرغ و اين خلع و لبس همچنان ادامه دارد . و گذشته از اين ، ماده‌اى كه تنها امكان تركيبات و صور و خواص را دارد و بس ، به مجرد جواز و امكان ، فعليت آن‌ها را نمىتواند واجد شود ، مانند پنبه‌اى كه قابليت رخت و لباس شدن دارد ، به مجرد اين قابليت ، رخت و لباس نمىشود و نمىشود پنبه را پوشيد ، بلكه دست‌هاى ديگرى نيز مانند كارخانهء ريسندگى و بافندگى و خياطى بايد به ميان بيايد . تا قابليت پوشيدن پيدا كند . و لباس فعليت پيدا كند پس علت فاعلى ضرورت دارد . 4 - و مانند كسانى كه به واسطهء تميز ندادن ميان فعل و قبول ( كنش و پذيرش ) به انكار علت فاعلى و قناعت به علت مادى گرفتار شده و در اين‌جا گفته‌اند : « درست است كه جهان علت مىخواهد ولى علت وى همان ماده‌اى مىباشد كه با تجزيه و تركيب خود با شرايط گوناگون پديده‌هاى رنگارنگ مىآفريند . » غافل از اين‌كه ماده را چه كسى آفريده است چون ماده به دلايل گذشته حادث بوده است . وانگهى چه علتى ماده را به تجزيه و تركيب و تحولات مىكشاند و صورت‌هاى متنوعى را به او مىبخشد خود به خود كه نمىتواند تجزيه و تركيب شود باز هم فاعل و علت مىخواهد . وانگهى اينان چنان‌كه در مقالهء 9 بيان شد ميان « تأثير » و « تأثر » فرق نگذاشته‌اند در حالى كه تأثير به معنى « از موجودِىِ خود دادن » يعنى چيزى كه دارد به ديگرى مىدهد و